اولین سفر یک روزه سال ۲۰۱۷ و فیلمبرداری با پهپاد

سال ۲۰۱۷ با یک روز بارانی و مه ‌آلود در انگلیس شروع شد، اما بر طبق گفته هواشناسی روز دوم سال یعنی دوم ژانویه باید هوا صاف می‌شد. از آنجایی که داشتن هوای صاف و آفتابی در زمستان به ندرت در بریتانیا رخ می‌دهد، ما تصمیم گرفتیم از این روز به نحو احسن استفاده کنیم و به یک سفر یک روزه به جنوب انگلیس برویم.


این سفر برای ما با سفرهای دیگر کمی متفاوت بود، چرا که ما قبل از سال نو میلادی، پهپاد جدیدی (Mavic pro) را که سفارش داده بودیم و تحویل گرفتیم و روز آفتابی به معنای این بود که می‌توانستیم برای اولین بار این پهپاد را به پرواز دربیاوریم و عکاسی و فیلمبرداری کنیم.

مکانی که برای سفر یک روزه در نظر گرفتیم، شهر ساحلی ایست‌بورن (Eastbourne) در جنوب انگلیس بود. ساعت قطارهایی جنوبی که از لندن به این شهر می‌رفتند را چک کردیم. متوجه شدیم که قطارهای این خط به دلیل اعتراض کمی با تاخیر همراه خواهند بود، اما تاخیر به اندازه‌ای نبود که اختلالی در برنامه‌ریزی ما ایجاد کند، از اینرو سفر را برنامه‌ریزی کردیم.

شب قبل از سفر، مثل همیشه باتری‌های دوربین‌ها را به شارژ گذاشتیم و با امید اینکه نظر هواشناسی تغییر نکند به خواب رفتیم.

صبح قبل از هر چیز بار دیگر هواشناسی و میزان ورزش باد را چک کردیم. همه چیز به نظر خوب بود. هوا آفتابی، سرد (حدود یک درجه سانتی‌گراد) و سرعت باد چیزی حدود ۱۲ مایل در ساعت (حدود ۲۰ کیلومتر در ساعت) بود. پهپاد ما تا سرعت ۲۵ مایل در ساعت (بیش از ۴۰ کیلومتر در ساعت) را می‌تواند تحمل کند.

صخره های سفید در جنوب بریتانیا

به سمت ایستگاه ویکتوریای لندن، جایی که قطارهای شهر ایست‌بورن حرکت می‌کنند، راه افتادیم. به محض رسیدن به ایستگاه بلیط قطار را تحویل گرفتیم. این اولین باری بود که ایستگاه ویکنوریا را اینقدر خلوت می‌دیدم، گویی مردم در روزهای سرد زمستان خیلی رقبتی به سفر رفتن ندارند یا از قطار کمتر استفاده می‌کنند. البته این اتفاق خوبی بود، چون کافی‌شاپ‌های ایستگاه هم خلوت بودند و صفی در کار نبود. قهوه و هات چاکلت و شیرینی گرفتیم و وارد قطار شدیم.

قطار ۱۲ واگن داشت که به محض ورود متوجه شدیم این قطار در بین راه به دو قسمت تقسیم می‌شود. ۴ واگن اول به مکانی دیگر و بقیه واگن‌ها به ایست‌بورن خواهند رفت و ما در واگن پنجم نشستیم. زمانی که به ایستگاهی که واگن‌ها از هم جدا می‌شدند رسیدیم. توقف خیلی طولانی‌تر از حد معمول شده بود. می‌توانستم از پنجره راننده دو قطار را ببینم که با ماموران ایستگاه در حال گفتگو بودند. بلاخره بعد از ۲۰ دقیقه انتظار یکی از ماموران ایستگاه وارد واگن ما شد و گفت «با عرض پوزش، احتمالا به شما اطلاع داده نشده که فقط چهار واگن آخر به ایست‌بورن می‌روند. به همین دلیل اگر قصد سفر به ایست‌بورن را دارید واگن خود را هم‌اکنون تغییر دهید.»

فانوس دریایی ۱۰۰ ساله 

ما و گروهی دیگر از مسافران که تعجب کرده بودیم از این تغییر، بدون مطرح کردن هیچ سوالی با عجله به سمت واگن‌های آخر حرکت کردیم و در لحظه‌ای که وارد واگن ۹ شدیم، قطار حرکت کرد.

بلاخره حدود ظهر به مقصد رسیدیم، بعد از خرید نوشیدنی و مواد غذایی، راه ساحلی به سمت پارک ملی و صخره‌های سفید را ادامه دادیم.

دفعه قبل ما در یک روز آفتابی در تابستان برای رکاب‌زدن به ایست‌بورن آمده بودیم که در این زمینه می‌توانید مطلب «یک روز آفتابی و دوچرخه سواری در اطراف صخره‌های سفید» را بخوانید.

ایست‌بورن شهری ساحلی است که ساحل آن بسیار زیبا و دیدنی است، اما به راحتی با کمی پیاده‌روی می‌توان وارد پارک ملی و منطقه «Beachy Head» شد که صخره‌های سفید آن زیبایی دریا را چند برابر کرده است.

ما در بالای این صخره‌ها حرکت می‌کردیم و از فانوس دریایی معروف هم گذشتیم و فیلمبرداری با پهپاد را که در حین مسیر آغاز کرده بودیم، در مکانی ثابت ادامه دادیم.

با توجه به اینکه روزهای زمستان در انگلیس بسیار کوتاه هستند و می‌توان غروب آفتاب را حدود ساعت ۴ عصر مشاهده کرد، دوربین‌ها را به سمت خورشیدی که ارتفاع زیادی از سطح دریا نداشت گذاشتم تا حرکت خورشید را با GoPro فیلمبرداری کنم یا به اصطلاح «Time laps» را ضبط کنم.

باد گاهی بسیار شدید بود که مانع کار ما می‌شد، سرمای هوا باعث می‌شد تا باتری‌های دوربین‌ها زودتر تمام شوند. اینقدر درگیر عکاسی و فیلمبرداری بودیم که فراموش کردیم خوراکی‌هایی که برای نهار خریده بودیم را بخوریم. سرما هم به همراه باد آزار دهنده شده بود، اما ما تا غروب صبر کردیم و گرسنه به سمت شهر حرکت کردیم. وقتی به ساحل رسیدیم هوا کاملا تاریک شده بود. سرمای هوا در تمام بدنمان نفوذ کرده بود و وارد اولین رستورانی که در شهر دیدیم رفتیم. رستورانی بریتانیایی بود که گویی غذای معروف آن «فیش اند چیپس» (ماهی سوخاری و سیب‌زمینی سرخ‌کرده) بود. ما هر دو این غذا را سفارش دادیم و با اینکه اینبار رستوران را با توجه به ستاره‌هایش در «فور‌اسکور» انتخاب نکرده بودیم، ما را از انتخابمان پشیمان نکرد و از غذا بسیار راضی بودیم.

بعد از غذا با قطارهایی که هر ساعت به سمت لندن می‌رفتند، بدون تاخیر به ایستگاه ویکتوریای لندن رسیدیم و اولین سفر یک روزه سال جدید را تمام کردیم. 

امکانات استفاده شده برای عکاسی و فیلمبرداری: 
Cameras:
and Lumix GF6

این مطلب را دوست داشتید؟ اگر بله، با دوستانتان به اشتراک بگذارید

برای گرفتن تازه‌ترین مطالب ایمیل خود را وارد کنید

سپاس