سفر با دوچرخه به کشورهای اروپایی: رکاب زدن از بروژ به آنتورپ در بلژیک

در طی سفر ما با دوچرخه به شش کشور اروپایی ما در بخش‌های مختلف بلژیک رکاب زدیم و باید بگویم که بلژیک یکی از بهترین‌ و ایمن‌ترین کشورها برای دوچرخه‌سواران است.

زمانی که در بلژیک رکاب می‌زنید احساس آرامش و امنیت می‌کنید و مردم به دوچرخه‌سوان احترام می‌گذارند. از آنجا که در همه جا چه درون شهرها چه در مسیرهای برون شهری لاین ویژه دوچرخه‌سواری در این کشور وجود دارد، شما به راحتی می‌توانید از شهری به شهر دیگر با دوچرخه سفر کنید و شهرهای توریستی این کشور از جمله بروژ، خنت و آنتورپ.

رکاب زدن از بروژ به آنتورپ در بلژیک

سفر ما از لندن آغاز شد و ما با قایق به بندر کاله در فرانسه رفتیم و از بندر کاله تا شهر بروژ در بلژیک رکاب زدیم.

این مطلب سومین قسمت از سری سفرنامه‌های ما درباره سفر با دوچرخه است که به رکاب زدن از شهر بروژ به آنتورپ می‌پردازد. اگر بخش‌های قبلی را هنوز نخوانید باید بگویم که ما برای خیریه‌ای که به کودکان جنگ کمک می‌کند، شش کشور اروپایی را رکاب زدیم. ما ویدیوهای این سفر را هم روی کانال یوتیوب‌مان منتشر کردیم. اما در اینجا سعی می‌کنم جزییات بیشتری از سفر و چیزهایی که در مسیر ما یادگرفتیم را بنویسم.

مسیر دوچرخه‌سواری بین شهر بروژ و آنتورپ

برای رکاب زدن بین شهر بروژ تا آنتورپ حداقل دو مسیر اصلی دارید. کوتاه‌ترین و سریع‌ترین مسیر ۱۰۹ کیلومتر است که اگر این مسیر را انتخاب کنید در طی راه چندین بار از مرز هلند و بلژیک رد می‌شوید. این مسیر را می‌توانید یک روزه طی کنید به شرط اینکه صبح زود حرکت کنید و کل روز را رکاب بزنید.

مسیر دیگر مسیری طولانی تر و بین ۱۱۶ تا ۱۲۶ کیلومتر است که شما باید از شهر بروژ به شهر خنت به فاصله ۴۵ کیلومتر رکاب بزنید و در شهر خنت توقف داشته باشید و بعد از شهر خنت به سمت آنتورپ رکاب بزنید. اگر این راه را انتخاب کنید شما فقط در بلژیک رکاب می‌زنید و در طی مسیر از این کشور خارج نمی‌شوید.

سفر با دوچرخه در بلژیک

از آنجا که در سفر قبلی ما به بلژیک ما شهر خنت را دیده بودیم، ما مسیر کوتاه‌تر را انتخاب کردیم تا جاهایی که ندیده‌ایم را ببینیم.

رکاب زدن از بروژ به هلند

در مطلب قبلی درباره مسیری که ما از لندن به بروژ رکاب زدیم صحبت کردم. ما ظهر به شهر توریستی و تاریخی بروژ رسیدیم.

یکی از کارهایی که گردشگران در شهر بروژ انجام می‌دهند کرایه کردن دوچرخه و دوچرخه‌سواری در این شهر زیبا است. ما هم اولین باری که با قطار به این شهر آمدیم همین کار را کردیم، اما اینبار که با دوچرخه‌‌های که روی آن‌ها خورجین و وسایل است به این شهر آمدیم متوجه شدیم چقدر رکاب زدن در این شهر شلوغ سخت است. باید هر لحظه مراقب باشید تا به توریست‌های سربه‌هوایی که در شهر می‌چرخد نخورید.

می‌توانم به صراحت بگم که رکاب زدن در شهر بروژ در این سفر اصلا لذت‌بخش نبود و شاید هم کمی استرس زا بود. به همین دلیل از دوچرخه‌هامون پیاده شدیم و کمی در شهر پیاده روی کردیم تا به یک کافی شاپ رسیدیم.

شهر بروژ

وقتی تمام بار سفرتان روی دوچرخه است خیلی راحت نمی‌توانید دوچرخه‌هاتون را رها کنید و به رستوران یا کافی شاب بروید. به همین دلیل برونو رفت و دو وافل بلژیکی ار کافی‌شاپ خرید و ما در کنار خیابان کنار دوچرخه‌هامون خوردیم و شهر بروژ را ترک کردیم.

وقتی از شهر خارج شدیم در مسیری که کنار رودخانه‌‌ای در منطقه دم بلژیک بود به سمت شرق رکاب زدیم. در همین حین متوجه شدیم که یک نفر در رودخانه هم جهت با ما در حال شنا کردن است، احتمالا برای مسابقه‌ای تمرین می‌کرد. هوای سرد و بودن در آب آخرین چیزی بود که ما می‌خواستیم البته این شناگر لباس غواصی درای سوت (لباسی که برای آب‌های سرد است) به تن داشت.

من و برونو هم با این شناگر مسابقه دادیم و ما برنده شدیم، البته فکر نکنم خود شناگر فهمید که رقابتی در کار است، اصلا فکر نکنم ما را دید چون تمام توجه آن به شنا کردن بود. در هر صورت این یک تفریح ساده و شیرین برای ما بود.

رکاب زدن در بلژیک

حدود ساعت ۴ عصر بود که ما به شهر Sluis در هلند رسیدیم. ما توقف کوتاهی در این شهر کوچک داشتیم و پنیر و نان و کمی تنقلات برای شام خریدیم و بعد به سمت سایت کمپینگ در فاصله ۱۰ کیلومتری رفتیم.

اواخر فروردین بود، اما اصلا هوا شباهتی به هوای بهاری نداشت و دمای هوا ۴ درجه سانتی‌گراد بود. سایت کمپینگ تقریبا خالی بود و ما و یک خانواده پر جمعیت تنها چادرهای این سایت بودیم. برای شام به محوطه غذاخوری سایت رفتیم و در حالی که ساندویچ درست می‌کردیم متوجه شدیم خانواده پر جمعیت در حال بازی هستند. بعد از اینکه ساندویچ‌هایمان را خوردیم این خانواده برای ما میوه آوردند و ما را به جمعشان دعوت کردند.

وقتی به داخل چادر رفتیم هوا خیلی سرد بود و باران می‌بارید، اما ما اینقدر خسته بودیم که به محض اینکه وارد کیسه خوابمان شدیم به خواب رفتیم و در پس زمینه خواب صدای باران را هم می‌شنیدیم.

رکاب زدن از هلند به آنتورپ

وقتی که بیدار شدیم باران بند آمده بود، اما چادر و دوچرخه‌هایمان کاملا خیس بودند. البته داخل چادر خشک بود و ما خیلی خوشحالیم که چادر ضد آب و خورجین‌های ضد آب داشتیم. وسایل را جمع کردیم و دوچرخه‌ها را خشک کردیم. هر دوی ما نیاز به یک دوش آب گرم داشتیم و خوشبختانه سایت کمپینگ حمام و آب گرم داشت و خیلی هم تمیز بود.

ما برای صرف صبحانه به اتاق غذاخوری رفتیم و صبحانه ما تخم‌مرغ محلی، کره و عسل بود. ما روزمان را کمی دیرتر از معمول شروع کردیم، چون ترک این سایت با صبحانه خوشمزه راحت نبود.

صبحانه با تخم مرغ محلی در هلند

ما سایت کمپینگ را حدود ساعت ۱۰ و خورده ای ترک کردیم.

مسیر ما به سمت شرق و به سمت آنتورپ در بلژیک بود. ما هنوز در هلند بودیم که به پلی گردان رسیدیم و حدود ۲۰ دقیقه‌ای منتظر شدیم تا قایق بگذرد و پل دوباره باز شود. خوشبختانه در مدت انتظار ما باران نمی‌بارید.

رکاب زدن را از سر گرفتیم و بعد از چند دقیقه وقتی نقشه را چک کردیم متوجه شدیم که در بلژیک هستیم. منظره کمی تغییر کرده بود و ما در یک جنگل پر درخت رکاب می‌زدیم.

به طور کلی رکاب زدن در بلژیک خیلی آرام و لذت بخش و هموار است. می‌توانم با قاطعیت بگویم که دو کشور هلند و بلژیک برای دوچرخه‌سواران بهشت هستند.

پل گردان در هلند

در بخشی از مسیر ما در کنار ریل قطار باید رکاب می‌زدیم و هر از گاهی که قطاری رد می‌شد ما هم سعی می‌کردیم سریع‌تر رکاب بزنیم تا با قطار مسابقه بدهیم. البته برنده این مسابقه‌ها هم قابل پیش‌بینی است و مسلما قطار سریع‌تر از دوچرخه‌های‌ما حرکت می‌کند. وقتی مدت زیاد در مسیری هموار رکاب می‌زنید هر چقدر هم که این مسیر زیبا باشد، باز هم می‌تواند حوصله سربر باشد به همین دلیل هر تغییری در مسیر حتی رقابت فرضی هم به شما انگیزه حرکت می‌دهد و شما را سرگرم می کند.

بعد از رکاب زدن ۹۰ کیلومتر ما به شهر آنتورپ رسیدیم. حدود ساعت ۶ عصر بود و ما جلوی رودخانه بزرگی که از وسط شهر می‌گذشت بودیم و روی رودخانه هیچ پلی نمی‌دیدیم و گوگل مپ به ما می گفت که باید به سمت دیگر رودخانه برویم.

ما هر دو گیج بودیم که چطور ما راهی نمی‌بینیم اما گوگل مپ راهی را نشان می‌دهد. برای چند دقیقه‌ای کسی را پیدا نکردیم اما ناگهان دیدیم یک دوچرخه سوار به سمت آسانسور رفت و ما هم به سمت او. از دوچرخه سوار پرسیدیم و با انگلیسی دست و پا شکسته به ما توضیح داد که باید سوار آسانسور شویم.

با آسانسور به زیر زمین رفتیم جایی که تونلی بزرگ زیر رودخانه بود و ما را به طرف دیگر رودخانه می‌برد.

ما به مرکز شهر آنتورپ رسیدیم و در هتلی اتاق گرفتیم و دوچرخه‌ها را در داخل هتل گذاشتیم و برای گشت زدن در شهر پیاده‌روی کردیم.

این مطلب را دوست داشتید؟ اگر بله، با دوستانتان به اشتراک بگذارید

برای گرفتن تازه‌ترین مطالب ایمیل خود را وارد کنید

سپاس